أبو المحاسن الحسين بن الحسن الجرجاني
51
تفسير گازر ( جلاء الأذهان وجلاء الأحزان ) ( فارسى )
و بغرضى ديگر از طمعى و سببى بيرون نيامدهايد ؛ آمدن شما جز از براى خداى تعالى و دوستى و اختيار دين خداى تعالى نبوده است ، چون اين سوگند خورند و خداى تو عالمتر است بايمان ايشان براى آنكه آن تعلّق بدل دارد و شما را بر آن اطّلاع نباشد اگر شما بدانيد كه ايشان مؤمناند ايشان را نگاهداريد و با پيش كافران مكّه مفرستيد كه نه اين زنان بر آن كافران حلالاند و نه آن كافران اين زنان را حلالاند و بروايتى از ابن عبّاس امتحان ايشان بكلمهء شهادت بود . عايشه گفت : به آنكه در آيت ديگر گفت : [ إِذا جاءَكَ الْمُؤْمِناتُ يُبايِعْنَكَ عَلى أَنْ لا يُشْرِكْنَ بِاللَّهِ شَيْئاً ] آنگه گفت : [ وَ آتُوهُمْ ما أَنْفَقُوا ] اين زنان كه ايمان آوردند با نزديك شوهران كافر ايشان مفرستيد امّا آنچه شوهران ايشان بر ايشان خرج كرده باشند از نفقه و كاوين ؛ بايشان دهيد ، و اگر شما را رغبت باشد كه اين زنان را در نكاح آريد بر شما هيچ بزه و حرجى نباشد چون مزد ايشان يعنى كاوين « 1 » ايشان بدهيد و اينكه خداى تعالى فرمود كه : آنچه شوهران بر ايشان خرج كرده باشند با ايشان دهيد ، براى آن بود كه مصالحه بر آن شرط رفته بود كه : هر كه بطوع و رغبت بيايد و ايمان آورد وى را با مكّه نفرستند و اگر زنان باشند آنچه شوهران بر ايشان خرج كرده باشند با ايشان دهند . زهرى گفت كه : اگر نه اين مصالحه بودى رسول ( ص ) ردّ مهر نكردى . و بعضى فقها گفتهاند كه : امروز اين حكم منسوخ است كه اگر زنى مؤمن شود و شوهرش كافر باشد باتّفاق ميان ايشان بينونت حاصل گردد . [ وَ لا تُمْسِكُوا بِعِصَمِ الْكَوافِرِ ] چنگ در مزنيد باسباب عصمت و نگاه داشتن زنان كافر و نگاه مداريد ؛ ابن عبّاس گفت كه : دست از ايشان و عقد و نكاح ايشان بداريد كه هر كس كه او را زنى باشد كافر بمكّه و او بمدينه آيد مسلمان شده عصمت زنا شوهرى ميان ايشان منقطع گردد ، همچنين هر زنى كه از مكّه بيايد مسلمان شده و شوهر وى كافر باشد عقد نكاح ميان ايشان فاسد و باطل شود . زهرى گفت : چون اين آيه آمد عمر خطّاب دو زن خود را كه هر دو بمكّه بودند و مشركه بودند طلاق داد
--> ( 1 ) - در برهان قاطع گفته : « كاوين بر وزن و معنى كابين است كه مهر زنان باشد و آن مبلغى است كه در وقت نكاح كردن مقرّر كنند » .